تبليغاتX
تو کنارم هستی ؟

آدما

 
 
این روزا زیاد سر ذوق و حوصله نیستم . آدما برام صورتک های بواد شده ای شدن که مدام رو نروم راه می رن . سخت می تونم از کنار کارا و حرفاشون بگذرم . نه ! هنوز خودمم . خود آرومی که از کسی دلگیر نمی شه . اما این خودم با خود چند وقت پیشم فرق می کنه این خود جدید دلخور می شه اما به روی خودش نمی یاره . حالا من با این خود جدید و بغضاش چی کنم ؟ وقتی نمی دونم اصلا از کجا پیداش شده و چرا ؟

این روزا افتادم تو کار برچسب زنی به آدما البته تو دل خودم . این روزا آدما برام تقسیم شدن به :

آدمای آزار .. آدمایی که زاده شدن تا آزارت بدن . آزارت می دن اما اما به شکل نزدیکی برات قابل درکن . انگار یه جوری خویشاوندن با افکارت . یه جور ترسناکی شبیهند به خودت . واسه همینه که تحملشون می کنی . دلت واسشون می سوزه . درکشون می کنی .. و گاهی خصمانه دلتنگشون می شی . دلتنگ یه دشمن دور که شبیهته عجیب .

آدمای بی آزار .. آدمای خنثی . آدمایی که هستن یا نه .. دوستن یا دشمن .. فرقی واست نمی کنن . انگار که درختن یا میزن یا نیمکت چرک پارک . هستن که فضایی اشغال کرده باشند و هوایی مصرف . زاده شدن که باشن . که هرسال آمار جمعیت رو زیاد کنن . که بزان . که وقتی عنقی حس کنی دنیا داره از جمعیت می ترکه و همین .

آدمای خوب ... آدمای دوست . آدمای روزای هم زبونی . کسایی که حرصت میدن اما دلخورت نمی کنن . آدمایی که عصبانیت می کنن اما متنفرت نه . هستن تا هر از گاهی بهت نیرو بدن . بهت نفس بدن . بهت یاد بدن بخندی .. بازی کنی . دوست باشی .. دوست بداری . آدمای خوب خوبن . خوبن که باشن . خوبن که هستن . آدمای خوب نعمتن . نعمت با دردسر . خار و گل در هم .

آدمای پوچ . آدمای رو نرون . آدمایی که بدن بی هدف . آدمایی که خوبن بی هدف . زنده ان بی هدف . شادن بی هدف . آدمای پوچ رو نرون چون احمقن . چون بد ذاتن . چون احمقانه بدن . نقشه هاشون پوچ . دست و پا زدنشون پوچه.. دیوونه بازی هاشون پوچه . پوچیشون رو اعصابه . خوبه که نباشن . خوبه که نباشن ....



دوشنبه هجدهم آبان 1388 |

کوچ

 
 
خیلی روزا هست .. خیلی وقتا ... که از همه چیز خسته می شم . دلم می خواد یه روز صبح که عنق از خواب بیدار می شم . بدون اینکه به کسی بگم .. بدون اینکه کسی ازم بپرسه .. بدون اینکه کسی نگرانم باشه برم . برم ... مهم نیست کجا یا چه طور یا چه قدر ! فقط برم ! با یه کوله پشتی که توش همه چی باشه اما سبک باشه . همه ی دوست داشتنی هام باشه اما سبک باشه . اونقدر که منو پابند جایی نکنه . پا گیر کسی نکنه ... گاهی اوقات اینقدر که دلم می خواد نباشم یا مرئی نباشم که دلم درد می گیره . دلم از شدت این خواستن درد می گیره ... درد می گیره و همین درد بهم ثابت می کنه که هستم ... که هنوز هستم و کاش این بودنم بزرگ بود ...

* خوبم .



یکشنبه سوم آبان 1388 |
Blog Skin