این روزا افتادم تو کار برچسب زنی به آدما البته تو دل خودم . این روزا آدما برام تقسیم شدن به :
آدمای آزار .. آدمایی که زاده شدن تا آزارت بدن . آزارت می دن اما اما به شکل نزدیکی برات قابل درکن . انگار یه جوری خویشاوندن با افکارت . یه جور ترسناکی شبیهند به خودت . واسه همینه که تحملشون می کنی . دلت واسشون می سوزه . درکشون می کنی .. و گاهی خصمانه دلتنگشون می شی . دلتنگ یه دشمن دور که شبیهته عجیب .
آدمای بی آزار .. آدمای خنثی . آدمایی که هستن یا نه .. دوستن یا دشمن .. فرقی واست نمی کنن . انگار که درختن یا میزن یا نیمکت چرک پارک . هستن که فضایی اشغال کرده باشند و هوایی مصرف . زاده شدن که باشن . که هرسال آمار جمعیت رو زیاد کنن . که بزان . که وقتی عنقی حس کنی دنیا داره از جمعیت می ترکه و همین .
آدمای خوب ... آدمای دوست . آدمای روزای هم زبونی . کسایی که حرصت میدن اما دلخورت نمی کنن . آدمایی که عصبانیت می کنن اما متنفرت نه . هستن تا هر از گاهی بهت نیرو بدن . بهت نفس بدن . بهت یاد بدن بخندی .. بازی کنی . دوست باشی .. دوست بداری . آدمای خوب خوبن . خوبن که باشن . خوبن که هستن . آدمای خوب نعمتن . نعمت با دردسر . خار و گل در هم .
آدمای پوچ . آدمای رو نرون . آدمایی که بدن بی هدف . آدمایی که خوبن بی هدف . زنده ان بی هدف . شادن بی هدف . آدمای پوچ رو نرون چون احمقن . چون بد ذاتن . چون احمقانه بدن . نقشه هاشون پوچ . دست و پا زدنشون پوچه.. دیوونه بازی هاشون پوچه . پوچیشون رو اعصابه . خوبه که نباشن . خوبه که نباشن ....
* خوبم .

