گاهی اوقات یه حرف انقدر تو گلوم وول می خوره و نمی زنمش که حالم بد می شه . گاهی انقدر دیگران از زدن حرفم می ترسوننم که حالم بد می شه . کاش جایی بود که می تونستم همه ی حرفامو توش بالا بیارم بدونه اینکه بترسم کثافتش نقابی که رو چهره ام زدم رو به گند بکشه .....
از اینکه روز های نزدیک انتخاباته دلتنگم ...
دوشنبه چهارم خرداد 1388 |

